غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فلک نبست ره صبح لاابالی من

پلگ داغ شد از وحشت غزالی من

۱

به نقص قانعم از مشق اعتبارکمال

دمید نقطهٔ بدر از خط هلالی من

۲

خم بنای سجودم بلندیی دارد

که چرخ شیشه بچیند به طاق عالی من

۳

دماغ چینی اقبال موی بینی کیست

جنون فقر اگر نشکند سفالی من

۴

کسی فسانهٔ ابرام تا کجا شنود

کری به‌گوش جهان بست هرزه نالی من

۵

به ناله روز کنم تا ز خود برون آیم

قفس تراش برآمد شکسته بالی من

۶

در انتظارکه محوم‌که همچو پرتو شمع

نشسته است ز خود رفتنم حوالی من

۷

گدای خامشم اما به هر دری که رسم

کریم می‌شنود حرف بی‌سوالی من

۸

طلسم من چو حباب آشیان عنقا بود

نفس پر از دو جهان کرد جای خالی من

۹

به هر چه ‌گوش نهی قصهٔ پریشانی‌ست

تنیده است بر آفاق شیر قالی من

۱۰

فروغ ‌کوکب عشاق اگر به‌این رنگ است

به اخگری نرسد تا ابد زگالی من

۱۱

چو تخم آبله بیدل سر هوس نکشید

به هیچ فصل نموهای پایمالی من

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: منقافیه: ـالی۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. اعتبارکمالمن
  3. داردمن
  4. کیستمن
  5. شنودمن
  6. آیممن
  7. شمعمن
  8. رسممن
  9. بودمن
  10. پریشانی‌ستمن
  11. استمن
  12. نکشیدمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.