غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نقاش تاکشد اثر ناتوان او

بندد قلم ز سایهٔ موی میان او

۱

از بحر عشق رخت سلامت‌که می‌برد

کشتی شکستن است دلیل‌ کران او

۲

حزنی در ین بساط تحیر نیافتم

شمعی‌که مغز ناله‌کشد استخوان او

۳

راز تو آتشی‌ست‌که چون پرده در شود

کام هزار سنگ شکافد زبان او

۴

دارد وداع عافیت از عشق دم زدن

یعنی چو عود سوختنست امتحان او

۵

آن موج تیغش از سر دریا گذشته است

کایینه دارد از دل گوهر فشان او

۶

در وادیی که محمل امید بسته‌ایم

نالد شکست بر جرس کاروان او

۷

عمر شرار فرصت گلزار زندگی‌ست

از هم‌گذشته‌گیر بهار و خزان او

۸

تمثال نیست غیر غبار خیال شخص

خلقی‌ست خود فروش متاع دکان او

۹

هر ساز از ترانهٔ خود می‌دهد خبر

وهم است اگر زمن شنوی داستان او

۱۰

بیدل سراغ عالم عنقا تحیر است

آن نیست بی‌نشان‌که تو یابی نشان او

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: اوقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«او» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. می‌برداو
  3. نیافتماو
  4. شوداو
  5. زدناو
  6. استاو
  7. بسته‌ایماو
  8. زندگی‌ستاو
  9. شخصاو
  10. خبراو
  11. استاو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.