ای فکر نازکت را شبهت کمینی از مو
تشویش عطسه تا کی مانند بینی از مو
۱در کارگاه فطرت نام شکست ننگست
باید قلم نبندد نقاش چینی از مو
۲دل آتش تو دارد ضبط نفس چه حرفست
اخگر نمیپسندد نقش نگینی از مو
۳نیرنگ التفاتت مغرور کرد ما را
افسون آفتاب است مار آفرینی از مو
۴تعظیم ناتوانان دشواریی ندارد
بر عضوها گران نیست بالا نشینی از مو
۵کم نیست شخص ما را در کسوت ضعیفی
از رشته دامنیها یا آستینی از مو
۶بالیدم از تخیل سرکوب آسمانها
بر خود نچیدم اما فرق یقینی از مو
۷عمریست ناتوانان ممنون آن نگاهند
ای دیدهٔ مروت زحمت نبینی از مو
۸ما را شکیب دل برد آنسوی خود فروشی
شبگیر کرد بیدل آواز چینی از مو
۹