چندین دماغ دارد اقبال و جاه مینا
بر عرش میتوان چید از دستگاه مینا
۱رستن ز دورگردون بیمیکشیمحالاست
دزدیدهام ز مینا سر در پناه مینا
۲دورفلک جنونکرد ما را خجل برآورد
برخود زشرم بستیم آخرگناه مینا
۳تا میرسد به ساغربرهوش ما جنون زد
یوسف پری برآمد امشب زچاه مینا
۴زاهد به بزم مستان دیگرتو چهره منمای
شبهای جمعهکم نیست روز سیاه مینا
۵با این درشتخویان بیچاره دل چه سازد
عمریست بر سرکوه افتاده راه مینا
۶دلها پر است باهمگرحرفو صوتداریم
قلقل درین مقام است یکسرگواه مینا
۷با دستگاه عشرت پر توام استکلفت
چشم تری نشستهشت بر قاهقاه مینا
۸شرمخمار مستی خونگشت و سر نیفراخت
آخرنگون برآمد ازسینه آه مینا
۹نازکدلان این بزم آمادهٔ شکستند
از وضع پنبه زنهار مشکنکلاه مینا
۱۰پاس رعایت دل آسان مگیر بیدل
با هر نفس حسابیست درکارگاه مینا
۱۱