غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

در باغ دل نهان بود از رفتگان نشان‌ها

این آتش آگهی داد ما را ز کاروان‌ها

۱

چندان که شمع کاهد با عافیت قرین است

بازار ما ندارد سودی به این زبان‌ها

۲

تنگی ز بس فشرده‌ست این عرصهٔ جدل را

میدان خزیده یکسر در خانهٔ کمان‌ها

۳

این وادی غرورست فهمیده بایدت رفت

در جاده است اینجا خواباندن سنان‌ها

۴

جوش بهار جسم است آثار سخت‌جانی

جوهر فکنده بیرون زین رنگ استخوان‌ها

۵

پرواز تا جنون کرد گم شد سراغ راحت

بردیم با پر و بال خاشاک آشیان‌ها

۶

تیغ غرور بشکن در کارگاه گردون

آتش زبانه دارد در گردش فسان‌ها

۷

در بارگاه تعظیم اقبال بی‌نیازی‌ست

تمییز پا و سر نیست منظور آستان‌ها

۸

تقلید فقر نتوان در جاه پیش بردن

بحر از گهر چه نازد بر راحت کران‌ها

۹

جایی نمی‌توان برد فریاد بی‌رواجی

کشتی شکست تاجر تا تخته شد دکان‌ها

۱۰

پست و بلند بسیار دارد تردد جاه

همواری‌ات رها کن بام است و نردبان‌ها

۱۱

پرواز وهم بیدل زین بیشتر چه باشد

برده‌ست گردش سر ما را به آسمان‌ها

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: هاقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ها» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نشان‌هاکاروان‌ها
  2. استزبان‌ها
  3. راکمان‌ها
  4. رفتسنان‌ها
  5. سخت‌جانیاستخوان‌ها
  6. راحتآشیان‌ها
  7. گردونفسان‌ها
  8. بی‌نیازی‌ستآستان‌ها
  9. بردنکران‌ها
  10. بی‌رواجیدکان‌ها
  11. جاهنردبان‌ها
  12. باشدآسمان‌ها

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.