غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریا

پرکهنه شد تیمم اکنون وضو به دریا

۱

گر کسب اعتبارات دوری ز بزم انس است

یک قطره چون‌ گوهر نیست بی‌ آبرو به دریا

۲

شرم غنا چه مقدار بر فطرتم‌ گران بود

کز یک عرق چو گوهر رفتم فرو به دریا

۳

بی‌ ظرف همتی نیست در عشق غوطه خوردن

گر حرص تشنه‌کام است تر کن‌ گلو به دریا

۴

خفت‌کش خیالی باد سرت حبابی‌ست

تا کی حریف بودن با این‌ کدو به دریا

۵

علم و فنی‌ که‌ داری محو خیالش اولی‌ست

کس نیست مرد تحقیق بشکن سبو به‌ دریا

۶

خلقی پی توهم تا ذات می‌رساند

ما نیز برده باشیم آبی ز جو به دریا

۷

سرمایه خفت آنگه سودای خودنمایی

غیر از تری چه دارد موج از نمو به دریا

۸

بی‌ جوهر یقینی از علم و فن چه حاصل

ماهی نمی‌توان شد ای‌ کرده خو به دریا

۹

سامان غیرت‌ مرد از چشمه‌سار شرم است

آبی‌ که در جبین نیست غافل مجو به دریا

۱۰

هر چند کس ندارد فهم زبان تسلیم

دست غریقی آخر چیزی بگو به دریا

۱۱

بیدل تردد خلق محو کنار خود ماند

نگشود راه این سیل از هیچ‌سو به دریا

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: به دریاقافیه: ـو۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دریادریا
  2. استدریا
  3. بوددریا
  4. خوردندریا
  5. حبابی‌ستدریا
  6. اولی‌ستدریا
  7. می‌رسانددریا
  8. خودنماییدریا
  9. حاصلدریا
  10. استدریا
  11. تسلیمدریا
  12. مانددریا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.