امشب ز ساز مینا گرم است جای مطرب
کوک است قلقل می با نغمههای مطرب
۱دریوزه چشم داریم از کاسههای طنبور
درحق ما بلند است دست دعای مطرب
۲صد رنگ آه حسرت پیچیدهایم در دل
این ناز و آن نیاز است از ما به پای مطرب
۳کیفیت بم و زیر مفهوم انجمن نیست
در پرده تا چه باشد منظور رای مطرب
۴زان چهرهٔ عرقناک حیران حرف و صوتیم
هرجاست تر صدایی دارد حیای مطرب
۵شور لب تو ما را نگذاشت در دل خاک
آتش به نیستان زد آخر هوای مطرب
۶با محرمان عیشند بیگانگان ساقی
وز درد بینصیبند ناآشنای مطرب
۷هرچند واسرایند صد ره ترانهٔ جاه
از نی بلند گردید شور نوای مطرب
۸تا ما خموش بودیم شوق تو بینفس بود
این اغنیا ندارند فیض غنای مطرب
۹عذر دماغ مستان مسموع هیچکس نیست
یارب که گیسوی چنگ افتد به پای مطرب
۱۰قانون به زخمه نازان، دف از تپانجه خندان
بر ساز ما فتادهست یکسر بلای مطرب
۱۱بیدل که رحم میکرد بر سختجانی ما؟
ناخن اگر نمیبود زورآزمای مطرب
۱۲