سر خط درسکمالت منتخب دانی بس است
ازکتاب ما و من سطر عدمخوانی بس است
۱چند باید چیدن ای غافل بساط اعتبار
از متاعکار و بارت آنچه نتوانی بس است
۲تا درین محفل چراغ عافیت روشن کنی
پردهٔ فانوس رازت چشم قربانی بس است
۳ناتوان از خجلت اظهار هستی آب شد
از لباس نیستی یک اشک عریانی بس است
۴رفتهای از خود اقامت آرزوییهات چند
نقشپاییگر درین وبرانه بنشانی بس است
۵عجز بنیادت گر از انصاف دارد پایهای
از رعونتاینکهخود راخاکمیدانیبساست
۶نیست از خود رفتن ما قابل بازآمدن
گر عناتها برنگردد رنگگردانی بس است
۷در محیط انقلاب اعتبارات فنا
کشتی درویش ما گر نیست توفانی، بس است
۸امتیاز محو او برآب وگل موقوف نیست
عنصر کیفیت آیینه حیرانی بس است
۹ایحباب اجزای موجی، سازتاز خود رفتن است
یک تاملوار اگر با خود فرو مانی بس است
۱۰بر خط تسلیم رو بیدل که مانند هلال
پای سیر آسمانت نقش پیشانی بس است
۱۱