غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است

گر همه اشکی فشانم تا ثریا آتش است

۱

شوخی آهم به دل سرمایهٔ آرام نیست

سوختن صهباست بزمی راکه مینا آتش است

۲

همچو خورشید از فریب اعتبارما مپرس

چشمهٔ ما را اگر آبی‌ست پیدا آتش است

۳

بی‌تو چون شمعی‌که افروزند بر لوح مزار

خاک بر سرکرده‌ایم و بر سر ما آتش است

۴

جوهر علوی‌ست از هر جزوسفلی موج زن

سنگ هم با آن زمینگیری سراپا آتش است

۵

شاخ ازگلبن جدا، مصروف‌گلخن می‌شود

زندگی با دوستان‌عیش است‌و تنهاآتش است

۶

روسیاهی ماند هرجا رفت رنگ اعتبار

درحقیقت حاصل این آبروها آتش است

۷

با دو عالم آرزو نتوان حریف وصل شد

ما به‌جایی خار وخس‌بردیم‌کانجا آتش است

۸

نیست سامان دماغ هیچکس جز سوختن

ما همه سرگرم سوداییم و سودا آتش است

۹

نشئهٔ صهبا نمی‌ارزد به تشویش خمار

درگذر امروز از آبی که فردا آتش است

۱۰

گریه‌گر شد بی‌اثر از نالهٔ ما کن حذر

آب ما خون‌گشت اما آتش ما آتش است

۱۱

نیست جز رقص سپند آیینه‌دار وجد خلق

لیک بیدل‌کیست تا فهمدکه‌دنیا آتش است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آتش استقافیه: ـا۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. نیستاست
  3. مپرساست
  4. مزاراست
  5. زناست
  6. می‌شوداست
  7. اعتباراست
  8. شداست
  9. سوختناست
  10. خماراست
  11. حذراست
  12. خلقاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.