یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
امتیاز آینهٔ دوریِ هر نزدیک است
۱میگزد جوهر آیینه کف دست تهی
باخبر باشکه افلاس و هنر نزدیکاست
۲اگر از نعمت الوان نتوان کام گرفت
مغتنم گیر که دندان به جگر نزدیک است
۳چون نفس نیم نفس در قفس آینهایم
راحت منزل ما پر به سفر نزدیک است
۴دود دل مژده ی خاکستر ما داد و گذشت
یعنی اینشب که تو دیدی به سحر نزدیک است
۵در عبادتکده ی دل که ادب محرم اوست
هر دعاییکه نکردم به اثر نزدیک است
۶خم تسلیم هم از وضع نیازم بپذیر
حلقه هرچند برون است ز در نزدیک است
۷غیر بسمل همهکس جست و ندادند سراغ
آشیانیکه به افشاندن پر نزدیک است
۸دوری آب و گهر بر من و دلدار مبند
آنقدر نیست کهگویم چقدر نزدیک است
۹بیدل آیینه بپرداز غم دوری چند
آسمان نیز به انداز نظر نزدیک است
۱۰