نقاب عارض گلجوش کردهای ما را
تو جلوه داری و روپوش کردهای ما را
۱ز خود تهیشدگان گر نه از تو لبریزند
دگر برای چه آغوش کردهای ما را
۲خراب میکدهٔ عالم خیال توایم
چه مشربی! که قدحنوش کردهای ما را
۳نمودِ ذره طلسمِ حضور خورشید است
که گفته است فراموش کردهای ما را؟
۴ز طبع قطره نَمی جز محیط نتوان یافت
تو میتراوی اگر جوش کردهای ما را
۵به رنگ آتش یاقوت، ما و خاموشی
که حکمِ "خون شو و مخروش" کردهای ما را
۶اگر به ناله نیرزیم، رخصتِ آهی
نهایم شعله که خاموش کردهای ما را
۷چه بارِ کلفتی ای زندگی که همچو حباب
تمام آبلهبردوش کردهای ما را
۸چو چشم چشمهٔ خورشید حیرتی داریم
تو ای مژه ز چه خسپوش کردهای ما را
۹نوای پردهٔ خاکیم یکقلم بیدل!
کجاست عبرت اگر گوش کردهای ما را؟
۱۰