غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

۱

ز زخمِ ارهٔ دندانِ موج ایمن نیست

گهر به دامنِ راحت چه‌سان کشد پا را

۲

لبش به حلقهٔ آغوشِ خط بدان مانَد

که خضر تنگ به بر می‌کشد مسیحا را

۳

عدم‌سرایِ دلم کنجِ عزلتی دارد

که راه نیست در او وهمِ بالِ عنقا را

۴

حدیثِ نرم نمی‌آید از زبانِ درشت

شرارخیز بود طبع، سنگِ خارا را

۵

همیشه تشنه‌لبِ خونِ ما بوَد بیدل

چو شیشه هرکه به دست آورَد دلِ ما را

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـا۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نیسترا
  3. ماندرا
  4. داردرا
  5. درشترا
  6. بیدلرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.