خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
سر جوش بهار ادبم رنگ من این است
۱عمریست گرفتار خم پیکر عجزم
تا بال وپرنغمه شوم چنگ من این است
۲بیتاب هواسنجی عمرم چه توانکرد
میزان خیال نفسم سنگ من این است
۳خمیازهام آرایش پیمانهٔ هستیست
چون صبح خمارم مشکن رنگ من این است
۴موج می و آرایشگوهر چه خیال است
ناموس جهان تپشم ننگ من این است
۵نه ذوق هنر دارم و نه محوکمالم
مجنون توام دانش و فرهنگ من این است
۶با هرکه طرفگشتهام آرایش اویم
آیینهام و خاصیت جنگ من این است
۷ظلم است رفیقان ز دل خستهگذشتن
گر آبله دارد قدم لنگ من این است
۸نامحرم آن جلوهام از بیدلی خویش
آیینه ندارم چهکنم زنگ من این است
۹