زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
مژگان دمی که سایه کند روز بیگه است
۱تا کی غرور چیدن و واچیدن هوس
در خانه این بساط که افکندهای ته است
۲سعی نفس چو شمع به پستیست رهبرت
چندانکه -ریسمان تو دارد اثر چه است
۳بیوهم پیش و پسگذر، ای قاصد عدم
خواهی دچار امن شد آیینه در ره است
۴فرصت کجاست تا غم سود و زیان کشی
این ما و من چو عمر شرر مرگ ناگه است
۵اقبال مردکار مکافات ظلم نیست
زنن فتنهگر تو غافلی ادبار آگه است
۶افسون جاه میکشد آخر به خسّتت
چون آستین درازکنی دستکوته است
۷انکار عاجزان مکن ای طالب کمال
در ناخن هلال کلید در مه است
۸از معنی دعای بت و برهمن مپرس
این رام رام نیست همان الله الله است
۹بیدل تأملی که درین بزم شیشه را
یکسر صدای ریختن اشک قهقه است
۱۰