شیخ تا عزم بر نماز شکست
صد وضو تازه کرد و باز شکست
۱صوفی افکند بر زمین مسواک
وجد دندان این گراز شکست
۲شبهه درس تامل من و تست
رنگ تحقیق از امتیاز شکست
۳عیش سربسته داشت خاموشی
لبگشودن طلسم راز شکست
۴بر زمین تاخت حادثات فلک
به نشیب آمد از فراز شکست
۵ادبآموز بود وضع سپهر
گردن ما خم نیاز شکست
۶دل خراب اعاده درد است
شیشه را حسرتگداز شکست
۷ناامیدی کلید مطلبهاست
ای بسا در که کرد باز شکست
۸دستگاه آنقدر نباید چید
آستینی که شد دراز شکست
۹مطرب این ندامت انجمنیم
نغمهٔ ماست عجز و ساز شکست
۱۰بیدل از پیکر خمیده ما
ناتوانی کلاه ناز شکست
۱۱