پیش چشمیکه نورعرفان نیست
گر بود آسمان نمایان نیست
۱عمرها شد، دمیده است آفاق
بیلباسی هنوز عریان نیست
۲شمع راگر به فکرخویش سریست
تاکف پاش جزگریبان نیست
۳نقشبند خیال دور مباش
گل چه داردکزینگلستان نیست
۴باید از نقد اعتبارگذشت
جنس بازار عبرت ارزان نیست
۵برفلک هم خم است دوش هلال
ناتوانی کشیدن آسان نیست
۶نرگستان عبرتیم همه
چشم ازخود بپوش مژگان نیست
۷عاجزی خضر وادی ادب است
پای خوابیده جز به دامان نیست
۸تا نفس از تپش نیاساید
جمعگردیدن دل امکان نیست
۹خجلتی چیدهاید برچینید
خودفروشان! زمانه دکان نیست
۱۰سجده را مفت عافیت شمرید
جبههسایی کف پشیمان نیست
۱۱کام عیش از صفای دل طلبید
خانه آتش زدن چراغان نیست
۱۲شرمدار از طلبکه بر در خلق
سیلیی هست اگر خوری نان نیست
۱۳گه بخور ای طمعکه نان خسان
هضم ناگشته باب دندان نیست
۱۴بیدل امروز در مسلمانان
همهچیز است لیک ایمان نیست
۱۵