سرکشیها به مرگ راهبرست
گردن موج را حباب سرست
۱نیست در رنگ اعتبار ثبات
آبروها چو موج درگذرست
۲سفله بر خردههای زر نازد
لاف پرواز سنگ از شررست
۳فال راحت مزن کزین کف خاک
هرچه آسودهتر، فسرده تر ست
۴دلخراشیست غرض جوهر هوش
وقت آیینه خوش که بیخبر ست
۵شوق واماندگی نصیبت مباد
دل افسرده نالهٔ دگرست
۶بی تو چندان گریستم که چو ابر
سایهٔ من سواد چشم ترست
۷از هجوم بهار اَبلهام
جاده پنهان چو رشته در گهرست
۸بر اثرهای عجز میتازم
همچو رنگم شکست بال و پرست
۹پشت تمکین به اعتبار قویست
کوه را لعل مهره ی کمرست
۱۰در طبلگاه دل چو موج و حباب
منزل و جاده هر دو در سفرست
۱۱غفلت، افسون نارسایی ماست
دست خوابیدگان به زیر سرست
۱۲بیدل ازگریه شهرتی داریم
بال پرواز ابر چشم ترست
۱۳