غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سفله با جاه نیزهیچکس است

مور اگر پر برآورد مگس است

۱

نفس را بی‌شکنجه مگذارید

سگ‌ دیوانه مصلحش مرس است

۲

خفت اهل شرم بیباکی‌ست

چون پرد چشم پایمال خس است

۳

منفعل نیست خلق هرزه معاش

دو جهان یک دماغ بوالهوس است

۴

بر امید گشاد عقدهٔ کار

چشم اگر باز کرده‌ایم بس است

۵

خون افسرده‌ایم باقی هیچ

خرقهٔ‌ ما چو پوست بر عدس است

۶

فرصت رفته نیست باب سراغ

کاروان خیال بی‌جرس است

۷

آینه نسبتی به دل دارد

که مقام تأمل نفس است

۸

مفلسان را، ز عالم اسباب

تاگریبان تمام دسترس است

۹

هرکه جست از عدم به‌هستی ساخت

یک قدم پیش آشیان نفس است

۱۰

بیدل از خاک می‌رویم به باد

غیر ازین‌نیست‌آنچه پیش‌و پس است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـس۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. مگذاریداست
  3. بیباکی‌ستاست
  4. معاشاست
  5. کاراست
  6. هیچاست
  7. سراغاست
  8. دارداست
  9. اسباباست
  10. ساختاست
  11. باداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.