خط جبین ماست هم آغوش نقش پا
دارد هجوم سجدهٔ ما جوش نقش پا
۱راه عدم به سعی نفس قطع میکنیم
افکندهایم بار خود از دوش نقش پا
۲رنج خمار تا نرسد در سراغ دوست
بستم سبوی آبله بر دوش نقش پا
۳چون جاده تا به راه رضا سر نهادهایم
موج گل است بر سر ما جوش نقش پا
۴سامان عیش ما نشود کم ز بعد مرگ
تا مشت خاک ماست قدح نوش نقش پا
۵ماییم و آرزوی جبینسایی دری
افسر چه میکند سر مدهوش نقش پا
۶چشم اثر ندیده ز رفتار ما نشان
چون سایهام خراب فراموش نقش پا
۷هر سر که پخت دیگ خیال رعونتی
پوشیدش آسمان ته سرپوش نقش پا
۸مستانه میخرامی و ترسمکه در رهت
با رنگ چهرهام بپرد هوش نقش پا
۹در هر قدم ز شوق خرام تو میکشد
خمیازهٔ فغان لب خاموش نقش پا
۱۰گاه خرام میچکد از پای نازکت
رنگ حنا به گرمی آغوش نقش پا
۱۱رنگ بنایم از خط تسلیم ریختند
یک جبهه سجده است بر و دوش نقش پا
۱۲بیدل ز جوش آبلهام در ره طلب
گوهرفروش شد چو صدف گوش نقش پا
۱۳