گر آینهات محرم زشتی و نکوییست
جوهر ندهی عرضکه پر آبله روییست
۱دل را به هوس قابل تحقیق میندیش
این حوصلهمشرب قدحینیست سبوییست
۲از خویش برآ شامل ذرات جهان باش
هرگاه نفس فال صدا زد همه سوییست
۳بر پیرهن ناز جهان چشم ندوزی
جز جامهٔ عر-بان تنی این جمله رتیست
۴پیداستکه تا چندکند ناز طراوت
این برگ و بر و نشو و نمای تو کدوییست
۵زبن روزوشبی چند چه پیری چه جوانی
تا صبح قیامت همه دم شرم دو موییست
۶غافل مشو از ساز عبارات و اشارات
هنگامهٔ زیر و بم ما، هایی و هوییست
۷جز سیر عدم نیست تماشاگه هستی
بر قرب مکن نازکه اینها همه اوییست
۸خشکی نکند ریشه به گلزار محبت
هرسبزهکه دیدیم چومژگان لب جوییست
۹دست هوس ازخویش نشستن چه جنون بود
تا خاک تو بر باد نرفتهست وضوییست
۱۰هرچند عبارت همه اعجاز فروشد
تا لب به خموشی ندهی بیهده گوییست
۱۱بیدل نکنی دعوی شوخیکه درین باغ
پامال خرام هوس است آنچه نموییست
۱۲