سرو بهار جلوه قد دلستان کیست
پیغام فتنه، برق نگاه نهان کیست
۱نگذشتهست اگر ز دلم لشکر غمت
داغ جگر، نشان پی کاروان کیست
۲اندیشهها به حسرت تحقیق آب شد
یارب سخن نزاکت موی میان کیست
۳از تیشه برد سعی نفسگوی جانکنی
این بیستون اثر دل نامهربانکیست
۴عمری به پیچ و تاب سیهروزیام گذشت
بختم غبار طرهٔ عنبر فشان کیست
۵سرگرم خوشخرامی ناز است ناوکت
این مغز فتنه، کوچهرو استخوان کیست
۶فریاد ما به چشم سیاهت نمیرسد
باب دکان سرمهفروشان، فغان کیست
۷بگذارتا به عجز؟؟ بنالیم وخون شویم
جرأتفروش عرض محبت، زبان کیست
۸در هر کجا ز مشت خس ما نشان دهند
آتش زن و بسوز، مپرس آشیان کیست
۹صندلفروش ناصیهٔ عزتم چو صبح
گرد به باد رفتهام از آستان کیست
۱۰بیدل اگر نه طبع تو مشاطگی کند
آیینهدار شاهد معنی بیان کیست
۱۱