سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیست
جگر آیینهدار شانهٔ کیست
۱جنون میجوشد از طرز کلامم
زبانم لغزش مستانهٔ کیست
۲دلم گر نیست فانوس خیالت
نفس بال و پر پروانهٔ کیست
۳ز خود رفتم ولی بویی نبردم
که رنگم گردش پیمانهٔ کیست
۴خموشی ناله میگردد مپرسید
که آن ناآشنا بیگانهٔ کیست
۵ندارد مزرع امکان دمیدن
تبسم آبیار دانهٔ کیست
۶نیاوردیم مژگانی فراهم
نمکپاش جگر افسانهٔ کیست
۷شعورم رنگ گرداند از که پرسم
ز خود رفتن ره کاشانهٔ کیست
۸گداز دل که سیل خانمانهاست
عرق پروردهٔ دیوانهٔ کیست
۹دل عاشق به استغنا نیرزد
خموشی وصع گستاخانهٔ کیست
۱۰به پیری هم نفهمیدیم افسوس
که دنیا بازی طفلانهٔ کیست
۱۱به دیر و کعبه کارت چیست بیدل
اگر فهمیده ای دل حانهٔ کیست
۱۲