آزادگی، غبار در و بام خانه نیست
پرواز طایریست که در آشیانه نیست
۱هرجا سراغ کعبهٔ مقصود دادهاند
سرها فتاده بر سر هم آستانه نیست
۲شمع و چراغ مجلس تصویر، حیرت است
درآتشیم و آتش ما را زبانه نیست
۳داد شکست دلکه دهد تا فغانکنیم
پرداز موی چینی ما کار شانه نیست
۴واماندهٔ تعلق رزق مقدریم
دام و قفس به غیر همین آب و دانه نیست
۵طبع فسرده شکوهٔ همتکجا برد
در خانه آتشیکه توان زد به خانه نیست
۶امشب به وعدهای که ز فردا شنیدهای
گرآگهی مخسب قیامت فسانه نیست
۷جایی که خامشان، ادب انشای صحبتاند
آیینه باش! پای نفس در میانه نیست
۸مردان، نفس به یاد دم تیغ میزنند
میدان عشق، مجلس حیز و زنانه نیست
۹ما را به هستی و عدم وهم چونشرار
فرصت بسیست لیک دماغ بهانه نیست
۱۰خفتهستگرد مطلب خاک شهید عشق
گر خون شودکه قاصد از اینجا، روانه نیست
۱۱بیدل اگر هوس ندرد پردهٔ حیا
وحدتسرای معنیات آیینه خانه نیست
۱۲