غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت

بالیدگی چو آبله‌ام پایمال داشت

۱

سیراب نازم از دل بی‌مدعای خویش

گوهربه جیب صافی مطلب زلال داشت

۲

کردیم سیر وادی وحشت .سواد عشق

تا نقش پا همان رم چشم غزال داشت

۳

-‌عون شمع جنبش مژه ها را، رختش برد

پرواز آرمیده ما طرفه بال داشت

۴

شورطلب‌، ز وهم فنا سربه جیب ماند

ورنه به خاک نیز جنون احتمال داشت

۵

سررشتهٔ هلال به خورشید محکم است

نقصان حال ما ثری ازکمال داشت

۶

در عین وصل چشم به پیغام دوختیم

شبنم به روی‌گل نگهی در خیال داشت

۷

اکنون علاج شبههٔ هستی‌که می‌کند

در سنگ نیز آینهٔ ما مثال داشت

۸

آن حیرتی‌که‌کرد به رویت مقابلم

آیینه‌داری از دل بی‌انفعال داشت

۹

مشکل به عیش بی‌نفسان پی بردکسی

شمع خموش سیر شبستان حال داشت

۱۰

یارب شفق طرازکدامین بهار شد

رنگی‌که خون بیکسی‌ام زیر بال داشت

۱۱

هرکس به قدرهمت خود ناز می‌کند

بیدل غم تو دارد اگر خواجه مال داشت

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داشتقافیه: ـال۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داشتداشت
  2. خویشداشت
  3. عشقداشت
  4. بردداشت
  5. ماندداشت
  6. استداشت
  7. دوختیمداشت
  8. می‌کندداشت
  9. مقابلمداشت
  10. بردکسیداشت
  11. شدداشت
  12. می‌کندداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.