ز آتش رخسار که ساغر گرفت
خانهٔ آیینه چو من درگرفت
۱کو پر و بالیکه به آنکو رسد
نامه گرفتم که کبوتر گرفت
۲عشق، وفا میطلبد، چاره چیست
بار دل از دل نتوان برگرفت
۳نی چقدر رغبت طفلانه داشت
بال و پر ناله به شکر گرفت
۴ناله نخیزد ز نی بورپا
طاقت ما پهلوی لاغر گرفت
۵بحربه توفان رضا میتپید
کشتی ما هم کم لنگر گرفت
۶چاره به خورشید قیامت کشید
دامن ما خشک شدن، تر گرفت
۷ما همه زین باغ برون رفتهایم
رنگ که پرواز ته پر گرفت
۸بیدل از اعجاز ضعیفی مپرس
لغزش من خامه به مسطر گرفت
۹