فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
که قطرهای به گهر نارسیده سنگ نگردد
۱صفای جوهر آزادگی مسلم طبعی
که گرد آینهداران نام و ننگ نگردد
۲دماغ جاه ز تغییر وضع چاره ندارد
همان قدر به بلندی برآ که رنگ نگردد
۳به پاس صحبت یاران، ز شکوه ضبط نفس کن
که آب، آینهٔ اتفاق زنگ نگردد
۴تلاش کینهکشی نیست در مزاج ضعیفان
پر خزیده به بالین، پر خدنگ نگردد
۵خیال وصل طلب را مده پیام قیامت
که قاصد از غم دوری راه، لنگ نگردد
۶ز داغدار محبّت مخواه سستی پیمان
بهار اگر گذرد لاله نیمرنگ نگردد
۷دلی که کرد نگاه تو نقشبند خیالش
چه ممکن است نفس گر کشد فرنگ نگردد
۸هوس چه صید کند یارب از کمینگه فرصت
اگر چه کاغذ آتش زده پلنگ نگردد
۹به وهم عمر کسی را که زندگی نفریبد
کند به خضر سلام و دچار بنگ نگردد
۱۰به کین خلق نجوشد عدم سرشت حقیقت
نتیجهٔ پر عنقا خروس جنگ نگردد
۱۱جهان رنگ ندارد سر هلاک تو بیدل
گشاد چشم چو شمعت اگر نهنگ نگردد
۱۲