شمع بزمت چه قدم بردارد
پای ما آبلهٔ سر دارد
۱گل این باغ گریبانچاکست
خنده از زخم که باور دارد
۲در تکلیف تبسم مگشای
دهن تنگ تو شکر دارد
۳خاک سامان غبارش کم نیست
نیستی نیز کر و فر دارد
۴عالمی چشم ز ما روشنکرد
رنگ ما خاصیت زر دارد
۵کس چه خواند رقم پیشانی
صفحهٔ ما خط مسطر دارد
۶سر هر فکر گریبانخواه است
موج هم تکمهٔ گوهر دارد
۷بیخریدار چه ارزد گوهر
دل همان است که دلبر دارد
۸تا فسردی ز نظرها رفتی
رنگ پرواز ته پر دارد
۹لب بهم آر و حلاوتها کن
خامشی قند مکرر دارد
۱۰یک نفس قطع دو عالم کردم
دم این تیغ چه جوهر دارد
۱۱سرگران میگذرد نرگس یار
مزد چشمی که مژه بردارد
۱۲تا دماغ است، هوس بال گشاست
سر هر بام کبوتر دارد
۱۳بیدل این صورت وشکل آنهمه نیست
آدمی معنی دیگر دارد
۱۴