به نام خداوندِ جان و خرد
کز این برتر، اندیشه، بر نگذرد
۱خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزیدِهِ رهنمای
۲خداوندِ کیوان و گَردانسپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مِهر
۳ز نام و نشان و گمان، برتر است
نگارندهٔ بَرشدهپیکر است
۴به بینندگان، آفریننده را
نبینی، مرنجان دو بیننده را
۵نیابد بِدو، نیز، اندیشه، راه
که او برتر از نام و از جایگاه
۶سخن، هر چه زین گوهران، بُگذرد
نیابد، بِدو راه، جان و خرد
۷خرد، گر سخن، برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی
۸ستودن، نداند کس او را، چو هست
میانْ بندگی را، ببایدْت بست
۹خرد را و جان را همیسَنجد، اوی
در اندیشهٔ سَخته کِی گُنجد اوی؟
۱۰بدین آلتِ رای و جان و زبان
ستود آفریننده را، کِی توان؟
۱۱به هستیش، باید که، خستو شوی
ز گفتار بیکار، یکسو، شوی
۱۲پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی، به فرمانْش، کردن نگاه
۱۳توانا بُوَد هر که دانا بُوَد
ز دانش، دل پیر، بُرنا بود
۱۴از این پرده برتر سخنگاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
۱۵