گفتار اندر داستان فرود سیاوش

بخش ۱ فردوسی

شاعر
فردوسی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهانجوی چون شد سرافراز و گرد

سپه را بدشمن نشاید سپرد

۱

سرشک اندر آید بمژگان ز رشک

سرشکی که درمان نداند پزشک

۲

کسی کز نژاد بزرگان بود

به بیشی بماند سترگ آن بود

۳

چو بی‌کام دل بنده باید بدن

بکام کسی داستانها زدن

۴

سپهبد چو خواند ورا دوستدار

نباشد خرد با دلش سازگار

۵

گرش زآرزو بازدارد سپهر

همان آفرینش نخواند بمهر

۶

ورا هیچ خوبی نخواهد به دل

شود آرزوهای او دلگسل

۷

و دیگر کش از بن نباشد خرد

خردمندش از مردمان نشمرد

۸

چو این داستان سربسر بشنوی

ببینی سر مایهٔ بدخوی

۹

دربارهٔ فردوسی

۷۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ گفتار اندر داستان فرود سیاوش (۲۵ شعر) قرار دارد.