ای زنان ای مادران ای خواهران
زیستن تا کی مثال دلبران
۱دلبری اندر جهان مظلومی است
دلبری محکومی و محرومی است
۲در دو گیسو شانه گردانیم ما
مرد را نخچیر خود دانیم ما
۳مرد صیادی به نخچیری کند
گرد تو گردد که زنجیری کند
۴خود گدازیهای او مکر و فریب
درد و داغ و آرزو مکر و فریب
۵گرچه آن کافر حرم سازد ترا
مبتلای درد و غم سازد ترا
۶همبر او بودن آزار حیات
وصل او زهر و فراق او نبات
۷مار پیچان از خم و پیچش گریز
زهرهایش را بخون خود مریز
۸از امومت زرد روی مادران
ای خنک آزادی بی شوهران
۹وحی یزدان پی به پی آید مرا
لذت ایمان بیفزاید مرا
۱۰آمد آن وقتی که از اعجاز فن
می توان دیدن جنین اندر بدن
۱۱حاصلی برداری از کشت حیات
هر چه خواهی از بنین و از بنات
۱۲گر نباشد بر مراد ما جنین،
بی محابا کشتن او عین دین
۱۳در پس این عصر اعصار دگر
آشکارا گردد اسرار دگر
۱۴پرورش گیرد جنین نوع دگر
بی شب ارحام دریابد سحر
۱۵تا بمیرد آن سراپا اهرمن
همچو حیوانات ایام کهن
۱۶لاله ها بی داغ و با دامان پاک
بی نیاز از شبنمی خیزد ز خاک
۱۷خود بخود بیرون فتد اسرار زیست
نغمه بی مضراب بخشد تار زیست
۱۸آنچه از نیسان فرو ریزد مگیر
ای صدف در زیر دریا تشنه میر
۱۹خیز و با فطرت بیا اندر ستیز
تا ز پیکار تو حر گردد کنیز
۲۰رستن از ربط دو تن توحید زن
حافظ خود باش و بر مردان متن
۲۱مذهب عصر نو آئینی نگر
حاصل تهذیب لادینی نگر
۲۳زندگی را شرع و آئین است عشق
اصل تهذیب است دین ، دین است عشق
۲۴ظاهر او سوزناک و آتشین
باطن او نور رب العالمین
۲۵از تب و تاب درونش علم و فن
از جنون ذوفنونش علم و فن
۲۶دین نگردد پخته بی آداب عشق
دین بگیر از صحبت ارباب عشق
۲۷