نظر به راهنشینان سواره میگذرد
مرا بگیر که کارم ز چاره میگذرد
۱به دیگران چه سخن گسترم ز جلوهٔ دوست
به یک نگاه مثال شراره میگذرد
۲رهی به منزل آن ماه سخت دشوار است
چنانکه عشق به دوش ستاره میگذرد
۳ز پردهبندی گردون چه جای نومیدیست
که ناوک نظر ما ز خاره میگذرد
۴یمی است شبنم ما کهکشان کنارهٔ اوست
به یک شکستن موج از کناره میگذرد
۵به خلوتش چو رسیدی نظر به او مگشا
که آن دمی است که کار از نظاره میگذرد
۶من از فراق چه نالم که از هجوم سرشک
ز راه دیده دلم پارهپاره میگذرد
۷