نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم
مثال بحر خروشیم و درکنار خودیم
۱اگرچه سطوت دریا امان بکس ندهد
بخلوت صدف او نگاهدار خودیم
۲ز جوهری که نهان است در طبیعت ما
مپرس صیرفیان را که ما عیار خودیم
۳نه از خرابهٔ ما کس خراج می خواهد
فقیر راه نشینیم و شهریار خودیم
۴درون سینهٔ ما دیگری چه بوالعجبی است
کرا خبر که توئی یا که ما دچار خودیم
۵گشای پرده ز تقدیر آدم خاکی
که ما به رهگذر تو در انتظار خودیم
۶