ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز
کاشانهٔ ما رفت به تاراج غمان خیز
۱از نالهٔ مرغ چمن از بانگ اذان خیز
از گرمی هنگامهٔ آتشنفسان خیز
۲از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۳خورشید که پیرایه به سیمای سحر بست
آویزه به گوش سحر از خون جگر بست
۴از دشت و جبل قافلهها رخت سفر بست
ای چشم جهانبین به تماشای جهان خیز
۵از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۶خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
۷هر ذرهٔ این خاک گرهخورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
۸از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۹دریای تو دریاست که آسوده چو صحراست؟
دریای تو دریاست که افزون نشد و کاست؟
۱۰بیگانهٔ آشوب و نهنگ است! چه دریاست؟
از سینهٔ چاکش صفت موج روان خیز
۱۱از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۱۲این نکته گشایندهٔ اسرار نهان است
ملک است تن خاکی و دین روح روان است
۱۳تن زنده و جان زنده ز ربط تن و جان است
با خرقه و سجاده و شمشیر و سِنان خیز
۱۴از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۱۵ناموس ازل را تو امانی، تو امینی
دارای جهان را تو یساری، تو یمینی
۱۶ای بندهٔ خاکی تو زمانی، تو زمینی
صهبای یقین دَرکش و از دیر گمان خیز
۱۷از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۱۸فریاد ز افرنگ و دلآویزی افرنگ
فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
۱۹عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ
معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز
۲۰از خواب گران خواب گران خواب گران خیز
از خواب گران خیز
۲۱