مثنوی‌ها

شمارهٔ ۱۰ - شاعر این بیت ها را گِرداگِردِ تصویرِ خویش نوشته است ایرج میرزا

مجموعه
مثنوی‌ها
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

من آن ساعت که از مادر بزادم

به دام مهر و چنگ مه فتادم

۱

مرا گفتند مهر و مه دو خادم

به نوبت روز و شب بر من مُلازم

۲

یکی ماما یکی لالای من شد

سر زانوی این دو جای من شد

۳

به من گفتند کاین لالا و ماما

کُهن خدمتگزارانند بر ما

۴

نیاکان تو را هم این دو بودند

که روز و شب پرستاری نمودند

۵

تو هم از این دو یابی پرورش‌ها

خوری از سفره اینان خورش‌ها

۶

گرفتم بیش راه زندگانی

ز طفلی پا نهادم در جوانی

۷

ز یک تا سن سیّ و چِل رسیدم

خودی آراستم، قدّی کشیدم

۸

به زیورها همی کردم مزین

برون و اندرون خانهٔ من

۹

لبم از لعل شد دندان ز لُولُو

ز نقدِ عمر جیب و جَیب مملو

۱۰

دو چشم از جزع و دو گونه ز مرجان

گهرهای فراوان هشته در جان

۱۱

ز عنبر موی کردم از صدف گوش

ز سیم ساده آکندم بُنا گوش

۱۲

چو کم کم صاحب این مایه گشتم

رفیق دختر همسایه گشتم

۱۳

بنای شهوت و مستی نهادم

زمام دل به دست نفس دادم

۱۴

دو خادم یافتندم غافل و مست

برای غارتم گشتند هم دست

۱۵

چو آگاه از درون بیت بودند

اثاث البیت را یک یک ربودند

۱۶

یکی شب آمد و لعل لبم برد

یکی روز آمد و رختِ شبم برد

۱۷

یکی از نقد عمرم کاست کم کم

یکی از گوهر جانم دمادم

۱۸

دو جِزع و سی و دو لُو‌ءلُوء شد از چنگ

یکی از شیشه و آن دیگر از سنگ

۱۹

چه گویم خود چه‌ها آمد به روزم

چسان کردند کم کم مایه‌سوزم

۲۰

تهی شد خانه، خالی ماند دستم

به پنجاه و سه سال اینم که هستم

۲۱

نه احساسات من باقی نه افکار

همانا صورتی هستم به دیوار

۲۲

سپارم نوجوانان وطن را

که گاهی بنگرند این عکس من را

۲۳

ز کَیدِ مهر و مه غافل نمانند

جوانی را به غفلت نگذرانند

۲۴

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنوی‌ها (۳۷ شعر) قرار دارد.