چون سلامان از حکیم اینها شنید
بوی حکمت بر مشام او وزید
۱گفت ای جان فلاطون از تو شاد
صد ارسطو زیر فرمان تو باد
۲عقل ها بودند از آغاز ده
ساختی ده را تو اکنون یازده
۳من نهاده روی در راه توام
کمترین شاگرد درگاه توام
۴هر چه گفتی عین حکمت یافتم
در قبول آن به جان بشتافتم
۵لیک بر رای منیرت روشن است
کاختیار کار بیرون از من است
۶قدرت فاعل به قدر قابل است
قابلیت نی به جعل جاعل است
۷هر چه آن را من ز اول قابلم
کی توانم کز وی آخر بگسلم
۸بلکه هست از قدرت فاعل بدر
بر خلاف آن برون دادن اثر
۹