بخش
لیلی و مجنون جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۵۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۵۸).
- مورد منتشرشده
- ۵۸
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳بخش ۳۳ - رسیدن کثیر به روضه پر غزالان و خبر آوردن پیش مجنون و جواب آن شنیدنچون رفت کثیر آن هنرورزان صیدگه اندکی فراترخواندن شعر ‹
- ۳۴بخش ۳۴ - شنیدن خلیفه آوازه مجنون را در عشقبازی و شعرپردازی و طلب داشتن ویدهقان شکوفه بند این شاخاستاد رقم نگار این کاخخواندن شعر ‹
- ۳۵بخش ۳۵ - صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و همراه شدن با قافله ویسیاح حدود این ولایتنظام عقود این حکایتخواندن شعر ‹
- ۳۶بخش ۳۶ - رسیدن مجنون در قافله لیلی به کعبه و در مناسک حج با وی عشق باختنلیلی چو به عزم خانه برخاستخانه به جمال خود بیاراستخواندن شعر ‹
- ۳۷بخش ۳۷ - دیدن جوانی از ثقیف لیلی را در راه کعبه و عاشق شدن بر وی و نکاح کردن ویگوهر کش این علاقه درزان در کند این علاقه را پرخواندن شعر ‹
- ۳۸بخش ۳۸ - شنیدن مجنون شوهر کردن لیلی را و اضطراب نمودن وی از آنطبال سرای این عروسیدر پرده عاج و آبنوسیخواندن شعر ‹
- ۳۹بخش ۳۹ - زیادت شدن اندوه مجنون از شوهر کردن لیلی و از انسیان بگسستن و با وحشیان پیوستنآن عاشق از خرد رمیدهزاندیشه نیک و بد رهیدهخواندن شعر ‹
- ۴۰بخش ۴۰ - میهمان شدن مجنون شخصی را و هم آواز شدن با مرغی که از جفت خود جدا افتاده بود و ناله و فریاد می کردچون زرده بیضه های گردونآمد سحر از سپیده بیرونخواندن شعر ‹
- ۴۱بخش ۴۱ - نامه نوشتن لیلی به مجنون و عذر خواستن که شوهر کردن نه اختیار وی بلکه تکلیف مادر و پدر بوددردانه فروش درج این درجاین گوهر حرف را کند خرجخواندن شعر ‹
- ۴۲بخش ۴۲ - رسانیدن قاصد نامه لیلی را به مجنون و خواندن وی آن نامه رانی باد و ز باد گرم روترنی سیل و ز سیل تیزدوترخواندن شعر ‹
- ۴۳بخش ۴۳ - جواب نوشتن مجنون نامه لیلی رامجنون چو به نامه در قلم زددر اول نامه این رقم زدخواندن شعر ‹
- ۴۴بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلینیرنگ زن بیاض این رازصورتگری اینچنین کند سازخواندن شعر ‹
- ۴۵بخش ۴۵ - خبر وفات شوهر لیلی به مجنون رسیدن و گریستن وی از آن خبر و سبب پرسیدن قاصد از آن گریهآن رفته ز قید عقل بیرونکامد روزی به سوی مجنونخواندن شعر ‹
- ۴۶بخش ۴۶ - رفتن مجنون به حوالی دیار لیلی و ملاقات و مقالات وی با سگی که در کوی وی دیده بودگوهر کش سلک این حکایتدر قصه چنین کند روایتخواندن شعر ‹
- ۴۷بخش ۴۷ - پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتنآن پوست و مغز قصه اش نغزاز پوست چنین برون دهد مغزخواندن شعر ‹
- ۴۸بخش ۴۸ - رفتن مجنون به طفیل گدایان به خیمه گاه لیلی و شکستن لیلی کاسه وی را و رقص کردن مجنون از ذوق آنشیرین سخن شکر فسانهکین قصه نهاد در میانهخواندن شعر ‹
