بخش
لیلی و مجنون جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۵۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۵۸).
- مورد منتشرشده
- ۵۸
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - خبر یافتن پدر مجنون از عشقبازی وی با لیلی و نصیحت کردن در آن بابمسکین پدرش خبر چو زان یافتچون باد به سوی او عنان تافتخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - دلالت کردن بزرگان بنی عامر پدر مجنون را به آنکه یکی از معشوقان قبیله عرب را به نکاح مجنون درآرد تا آتش سودای او فرو نشیندچون قیس دریده جیب و داماناز پند پدر نشد به سامانخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده استکی پرده عاشقی شود سازبی زخمه عیبجوی غمازخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - رفتن مجنون پیش لیلی و به بانگ زاغ فال نیکو گرفتن و نذر کردن که اگر دیدار لیلی میسر گردد یک حج پیاده بگزاردچون باز سفیده دم درین باغبنشست بر آشیانه زاغخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - رفتن مجنون به حج بعد از اجازت خواستن از لیلیشرط است وفا به عهد کردندر پاس عهود جهد کردنخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - واقف شدن قبیله لیلی از عشق مجنون با وی و منع کردن وی از ملاقات با لیلیخوش نغمه مغنی حجازیاین نغمه زند به پرده سازیخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - خبر یافتن پدر لیلی از ملاقات کردن وی با مجنون و سیاست کردن وی بر آنمجنون چو به حکم آن دل افروزمحروم شد از زیارت روزخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - رفتن مجنون به خانه بیوه زنی که در همسایگی لیلی می بود و منع کردن پدر لیلی آن بیوه زن را از آنکه مجنون را در خانه خود گذاردهمسایه لیلی آن جمیلهمی بود زنی نه زان قبیلهخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - خشم گرفتن پدر لیلی از مجنون به جهت آمدن وی به خانه همسایه لیلی و به دادخواهی به درگاه خلیفه رفتن و سوگند خود را که پیش ازین مذکور شد راست کردنچون مانع دل رمیده مجنوناز صحبت آن نگار موزونخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - پیغام فرستادن مجنون پیش پدر تا لیلی را برای وی خواستگاری کند و بردن پدر وی اعیان قبیله را به جهت کفایت این مقصودمشاطه این عروس طنازمشاطگی اینچنین کند سازخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - ابا نمودن پدر لیلی از پیوند دادن وی با مجنونآن دور ز راه و رسم مردمره کرده به رسم مردمی گمخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - دیده نوفل مجنون را در بادیه و بر وی ترحم کردن و وی را وعده دادن که لیلی را برای وی خواستگاری کند و ابا کردن پدر لیلیسوداگر چین این صحیفهاین نافه برون دهد ز نیفهخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - در صحرا و دشت گردیدن مجنون و خطاب کردن وی با گردبادریحان شکن حریم این باغاین بو دهد از نسیم این باغخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - باز خریدن مجنون غزالی را از صیاد و آزاد کردن وی بر یاد لیلی کردن وی بر یاد لیلیچون صبحدم از غزاله خورپوشید زمین غلاله زرخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - ملاقات کردن مجنون با شبان لیلی و خبر یافتن که مردان قبیله لیلی به غارت بیرون رفته اند و پیش لیلی رفتن ویخورشید به وقت بامدادانچون داد مراد نامرادانخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حکایت کردن کثیر شاعر عاشق عزه از مجنون پیش خلیفهروشن سخن عرب کثیربر طارم نظم نجم نیرخواندن شعر ‹
