اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
بریدن از تو نتوانیم قطعا
۱پزم با آه دل زان لب خیالی
بلی بی دود نتوان پخت حلوا
۲جفاها خواهمت فرمود گفتی
خدا را ماه من اینها مفرما
۳بود جای خیالت خانه چشم
به مردم گفتهام این نکته صد جا
۴به گوشت میبرد سر زلف مشکین
دگر ز اندازه بیرون مینهد پا
۵سر بی مغز زاهد را توان کرد
برابر با کدو حاشا و کلا
۶به قتل جامی ای جان رنجه گشتی
کرم کردی جزاک الله خیرا
۷