غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یاقوت لب تو قوت جان است

وصل تو حیات جاودان است

۱

زلف تو بر آفتاب تابان

از شعر سیاه سایه بان است

۲

بستی به لباس کج کلاهان

بر موی کمر که این میان است

۳

راندی به لب شکر دهانان

در هیچ سخن که این دهان است

۴

در هر آنی تویی به شانی

ما اعظم شانک این چه شان است

۵

هر چند به هر زبان ز عشقت

هر لحظه هزار داستان است

۶

زان دم که تو را شناخت جامی

مهر خمشیش بر زبان است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. تاباناست
  3. کلاهاناست
  4. دهاناناست
  5. شانیاست
  6. عشقتاست
  7. جامیاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.