غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح

نهم سرشک فشان چشم بر ستاره صبح

۱

زند به صدق چو من دم ز مهر خورشیدی

وگرنه چیست گریبان پاره پاره صبح

۲

سواد طره شبرنگ گرد عارض تو

سیاهی شب تیره است بر کناره صبح

۳

چنان بلند شد آهنگ ما که نشناسند

که این نفیر شب ماست یا نقاره صبح

۴

علی الصباح به روی توام فتاد نظر

صباح من همه شد خیر از استخاره صبح

۵

ز صبح دم چه زنم با صفای طلعت تو

نداشت کس شب تاریک در شماره صبح

۶

ز بس که وجه شبه روشن است از اهل سخن

خوش است در صفت رویت استعاره صبح

۷

طلوع اگر نکند زهره از افق جامی

بس است گوهر نظم تو گوشواره صبح

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: صبحقافیه: ـاره۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. صبحصبح
  2. خورشیدیصبح
  3. توصبح
  4. نشناسندصبح
  5. نظرصبح
  6. توصبح
  7. سخنصبح
  8. جامیصبح

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.