ز مهر روی تو هر شب کنم نظاره صبح
نهم سرشک فشان چشم بر ستاره صبح
۱زند به صدق چو من دم ز مهر خورشیدی
وگرنه چیست گریبان پاره پاره صبح
۲سواد طره شبرنگ گرد عارض تو
سیاهی شب تیره است بر کناره صبح
۳چنان بلند شد آهنگ ما که نشناسند
که این نفیر شب ماست یا نقاره صبح
۴علی الصباح به روی توام فتاد نظر
صباح من همه شد خیر از استخاره صبح
۵ز صبح دم چه زنم با صفای طلعت تو
نداشت کس شب تاریک در شماره صبح
۶ز بس که وجه شبه روشن است از اهل سخن
خوش است در صفت رویت استعاره صبح
۷طلوع اگر نکند زهره از افق جامی
بس است گوهر نظم تو گوشواره صبح
۸