ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز
به رغم واعظ پرگوی نکته ای موجز
۱چه نقطه است که از کثرت شئون پر ساخت
همه دوایر کون از محیط تا مرکز
۲طریق عام بود پختن خیال دویی
طریق عام مپوی و خیال خام مپز
۳به زور زرطلبی روز گرد رز گردی
نه زور ماندت آخر نه زر نه روز و نه رز
۴اذل و ارذل خلق جهانست منکر عشق
اگر چه یافت لقب صاحب اجل اعز
۵چو پیر زیر پر پرورش گرفت تو را
به سان بیضه بیارام و چپ و راست مخز
۶چو موج تفرقه جامی تورا گذشت ز سر
برابر است اگر یک گز است اگر صد گز
۷