چو ترک سرکش من پای در رکاب کند
کرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کند
۱فراز خانه زین جا نکرده گرم هنوز
هزار خانه صبر و خرد خراب کند
۲چگونه لذت تیغش چشم که در دم قتل
ز حلق تشنه گذر تیزتر ز آب کند
۳من از تصور نادیدنش همی میرم
نعوذ بالله اگر روی در نقاب کند
۴خراب عشوه آن تندخوی بدکیشم
که گاه عشوه و گه ناز و گه عتاب کند
۵به باده بهر حریفان چو مجلس آراید
نخست ز آتش غیرت دلم کباب کند
۶اگر به مرتبه جامی به شیخ جام رسد
کجا به دور لبش توبه از شراب کند
۷