غزلیات

شمارهٔ ۵۴۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل خون و جان فگار و جگرریش و سینه چاک

هم خود بگوی چون نکشم آه دردناک

۱

بیمار پرسیی بکن ای یار مهربان

کافتاده ام ز هجر تو در بستر هلاک

۲

آلوده کرد دامنم از خون دل سرشک

واحسرتا که خاصیت این داد عشق پاک

۳

عطر کفن ز خاک درت کردم آرزو

آخر ببین که می برم این آرزو به خاک

۴

بویت شنید غنچه و گل هم که می کند

این جامه پاره پاره و آن خرقه چاک چاک

۵

گر پر شود جهان همه از ماه منظران

والله لست انظر طوعا الی سواک

۶

گفتم که جامی از غم عشق تو مرد گفت

گر همچو او هزار بمیرد مرا چه باک

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چاکدردناک
  2. مهربانهلاک
  3. سرشکپاک
  4. آرزوخاک
  5. کندچاک
  6. منظرانسواک
  7. گفتباک

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.