غزلیات

شمارهٔ ۶۹۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر زمانت پیش چشم خود تخیل می‌کنم

یک به یک اسرار حسنت را تامل می‌کنم

۱

چون بدین خوبی که هستی نقش می‌بندم تو را

می‌شوم حیران که بی‌تو چون تحمل می‌کنم

۲

نام تو گفتن نیارم فاش مقصودم تویی

گر حدیث سرو یا افسانهٔ گل می‌کنم

۳

چون زنی تیغم که جان ده بهر تیغ دیگر است

نه برای جان اگر ناگه تعلل می‌کنم

۴

می‌روم دامن کشان با دلق رنگین از شراب

در صف دُردی‌کشان عرض تجمل می‌کنم

۵

سر عشق از دفتر گل خواندنم دستور نیست

فهم آن معنی ز گفت‌و‌گوی بلبل می‌کنم

۶

گفتمش جامی اسیر توست گفتا آگهم

لیک بهر طعن بدگویان تغافل می‌کنم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کنمقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کنممی‌کنم
  2. رامی‌کنم
  3. توییمی‌کنم
  4. استمی‌کنم
  5. شرابمی‌کنم
  6. نیستمی‌کنم
  7. آگهممی‌کنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.