من کیم تا رو به آن رخساره زیبا نهم
کاش بتوانم که دیده بر کف آن پا نهم
۱چون سواره بگذری از نعل سم مرکبت
هر کجا یابم نشان از شوق رو آنجا نهم
۲داغ بر توسن منه بگذار از بهر خدا
تا شکافم سینه وان هم بر دل شیدا نهم
۳رام شو ای آهوی وحشی که نزدیک آمده ست
کز غمت دیوانه گردم روی در صحرا نهم
۴وصف حسنت با رقیب کوردل گفتن چه سود
آینه بهر چه پیش چشم نابینا نهم
۵خواب چون آید مرا شبها چنین کز هجر تو
زیر پهلو خار پاشم زیر سر خارا نهم
۶من که امروز از می و شاهد به نقدم در بهشت
چشم چون زاهد چرا بر نسیه فردا نهم
۷جامی از شوق لبش وقت است کاندر میکده
خرقه و سجاده رهن ساغر صهبا نهم
۸