غزلیات

شمارهٔ ۶۹۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر شب به پاسبان تو جان در میان نهم

آنگه رخ نیاز بر آن آستان نهم

۱

گفتی رخم ببین و به جان منتم بکش

فرمان برم به دیده و منت به جهان نهم

۲

پای مرا به قید وفا استوار کن

زان پیش کز جفای تو سر در جهان نهم

۳

شبها ز شوق روی تو با چشم اشکبار

بنشینم و نظر به مه آسمان نهم

۴

هر غم که یابم از تو نهان سازمش به دل

وانگه بر او ز داغ تو مهر و نشان نهم

۵

مپسند کز تو صید بود بهره مند و من

محروم وار چشم به تیر و کمان نهم

۶

جامی ز شیخ صومعه نگشود سر عشق

آن به که رو به خدمت پیر مغان نهم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نهمقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نهم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نهمنهم
  2. بکشنهم
  3. کننهم
  4. اشکبارنهم
  5. دلنهم
  6. مننهم
  7. عشقنهم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.