از هر که نامت ای بت غماز بشنوم
خواهم که بازگوید تا باز بشنوم
۱صد ره حکایت تو به پایان اگر رسد
خواهم که بار دیگر از آغاز بشنوم
۲تعلیم غمزه تو بود هر کجا که من
قانون سحر و قاعده ناز بشنوم
۳هر شب به پای روزن و بام تو جا کنم
باشد که چون سخن کنی آواز بشنوم
۴خواهم به نرد عشق تو نقد دو کون باخت
تا کی فسون عقل دغاباز بشنوم
۵هر صبحدم ز شوق قدت سوی باغبان
آیم حدیث سرو سرافراز بشنوم
۶جامی نهفته دار غمش را میان جان
مپسند کز زبان کس این راز بشنوم
۷