غزلیاتشمارهٔ ۷۷ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریخال و خط جانفزاست اینهایا آفت جان ماست اینها۱صبر و خرد از دلم چه جوییدر دور تو خود کراست اینها۲چشم تو هزار فتنه انگیختای شوخ چه فتنه هاست اینها۳از جور و جفای تو ننالمکز همچو تویی وفاست اینها۴نرخ تو دو کون چون نهد عقلیک موی تو را بهاست اینها۵کوی تو ز دود آه پر شدیا رب ز دل که خاست اینها۶گویی که رواست قتل جامیوانگه نکشی رواست اینها۷