غزلیات

شمارهٔ ۷۷۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین

هر طرف آزاده ای سر در کمند او ببین

۱

فتنه را خواهی پی تاراج عقل و دین سوار

کرده جا بر پشت زین سرو بلند او ببین

۲

بس که خون گریم به راهش چون مه نو در شفق

غرقه در خون دلم نعل سمند او ببین

۳

لب ز می تر کرد طاووسان باغ سدره را

چون مگس پیرامن جلاب قند او ببین

۴

ای که گویی گریه تلخ تو چندین بهر چیست

خنده شیرین ز لعل نوشخند او ببین

۵

چشم بد را خالش افشانده ست بر آتش سپند

خط مشکین گرد رخ دود سپند او ببین

۶

گفته ای جامی سبکبار است در جانش درآی

کوه محنت بر دل اندوهمند او ببین

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: او ببینقافیه: ـند۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ببینببین
  2. سوارببین
  3. شفقببین
  4. راببین
  5. چیستببین
  6. سپندببین
  7. درآیببین

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.