غزلیات

شمارهٔ ۷۹۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

پرده ز رخ برفکن جامه جان چاک کن

طرفه کله برشکن تاج سران خاک کن

۱

خار و خس کوی دوست به ز گل است ای رفیق

نخل سر خاک من زان خس و خاشاک کن

۲

در خور صید تو نیست این تن چون موی من

لیک اگر نگسلد رشته فتراک کن

۳

ناله و فریاد من نیست ز سوز جگر

یا دهنم را بدوز یا جگرم چاک کن

۴

بر سر بالینم آ همچو رفیقان دمی

حال دلم بازپرس اشک رخم پاک کن

۵

مردم بی درد را ذوق جفای تو نیست

هر چه کنی بعد ازین بر من غمناک کن

۶

جامی سرگشته را کشته شدن آرزوست

تیغ به خونریزیش غمزه بی باک کن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنقافیه: ـاک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. رفیقکن
  3. منکن
  4. جگرکن
  5. دمیکن
  6. نیستکن
  7. آرزوستکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.